شهر بی ماه
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل×××××کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
به قول خودش می نویسم تا بماند: سر مشقهای آب بابا یادمان رفت رسم نوشتن با قلم ها یادمان رفت شعر خدای مهربان را حفظ کردیم اما خدای مهربان را یادمان رفت..... ۱۱ تیر بود...شب تولد بابا.... غمگین رو مبل نشسته بود ....دلم گرفت از دیدنش.... ۱۳ تیر بود.... میلاد امام باقر(علیه السلام) .... ۱۵ تیر هست!!! و روزی که برای همیشه دو تاییمون یکی شدیم برای همیشه اگر خدا بخواهد! ش ه ر د ا ر ش ه ر ماه و میم نقطه( چشمه دار!!!) همین. پی نوشت: نداریم. نه داریم: ۱) ازدواجمون اینترنتی نیست فقط هر دو مون وبلاگ می نویسم. ۲) پی نوشت بالایی فقط برای شفاف سازی بود التماس دعای فراوون یازهرا(س)
پست های سیاسی رو ورداشتم! چه زود روزها میگذرن... به یاد اون روزا این پست حدود یکسالی جلو کشیده شد! دلم خواست خب!![]()
| Design By : Night Skin |


