شهر بی ماه
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل×××××کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
*سید مرتضی آوینی التماس دعا یازهرا(س) پشتم به آسمان شما گرم است در ازدحام شوم هیاهوها دل می زنم هراس اسارت را ای ضامن غریبی آهوها اولین سفر دوتایی اونم پیش عزیزمون امام رضا(ع) .... قبل اومدن داشتم فکر میکردم چقدر باحاله حرم امام رضا(ع) وقتی بارونیه.... نزاشت رو دلم بمونه... از لحظه ای که پیاده شدیم تا وقت وداع یه بند می بارید.... به قول استادشون رشنواد!!! بارون تند!! بعد اون سال با اون نگینای تاریخی امسالم جاش گذاشتم ... اینبار باید کی بم پسش بده نمیدونم!!! این بار حرم نرفتم برا زیارت.... رفتم جواز زیارت بگیرم ... باید منتظر ایستاد!!! با دلم میخونم: پشتم به آسمان شما گرم است ، در ازدحام شوم هیاهوها دل می زنم هراس اسارت را ، ای ضامن غریبی آهوها ایوان طلا ! گرفته دلم رخصت ، من ابری ام ( أادخُلُ ) یا خورشید ؟ ...حالا نشسته ای چه کبوتر ! بر گنبدش ، تو خسته زسوسوها گم می کند زلالی این کاشی ،اسلیمی سکوت نگاهم را در لابه لای آن همه بی تابی، پای ضریح ... محضر شب بوها التماس دعا یازهرا(س)
دنياى ماتم مىشود وقتى نباشى
هر شب كنار سفره ما يك ستاره
از جمعمان كم مىشود وقتى نباشى
ديگر بساط كوچه گردى و غريبى
دارد فراهم مىشود وقتى نباشى
آن شير مردى كه علمدار خدا بود
با چاه همدم مىشود وقتى نباشى
آن زانويى كه كوه را از پا درآورد
چون قد تو خم مىشود وقتى نباشى
دنياى بغض آلوده چشمان زينب
جارى زمزم مىشود وقتى نباشى

| Design By : Night Skin |



