شهر بی ماه
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل×××××کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
یادم می افته گوشه ای از مناجات حضرت امیر(علیه السلام):حضرت امیر.. حضرت امیر ....حضرت .... مولای یا مولای انت الحیّ و انا المیّت و هل یرحم المیّت الا الحیّ..... چه قدر دلم میخواد مردن و ..... پارسال خیلی این روزام یه جوری بود.... یادمه روز تولدم رفتم یه جایی.... یه کسی .... زنده تر از همه دور و بریام بود.... تا چند روز خمارش بودم.... هنوزم هست.... ولی م ن دیگه نیستم...... آرزوم پارسال اینجور شبی این بود که فکرام و درست شه و چه با مناسبت بود هدیه ی اون روزم..... می آید از ره بوی گل یاس.......... نوشتم به ما نگید خدا صبرتون بده به یاد خیلی قبلترش.... دوش در لحن سکوت..... اینقدر سکوت کردی که مام خفه شدیم یا نه نه اینجور نبود از بس دنیا پر از صدا شده که گوشی نیست برای شنیدن نوای.... اینم شاید نبود.... و م ن (= من )مجهول الهویت.... .... قرار بود صداشون و بشنویم...... رفتیم جواب سلامشون و بدیم..... دلشون خون شد و برگشتیم.... دلمون پر از آه شد و جا موندیم از قطار ... و جا موندیم از قطار هر تکّه ار تابوت که آماده میشد دلی فرو می ریخت.... چشم به راهم نگذاشتن امسالم دلم وخریدن ولی پسش گرفتم م ن خاک بر سر...... م ن خاک بر سر پی نوشت ها: امشب تولدم ........... الله اکبر چرا فقط ما دو تا موندیم.... س ع ی د ه ..... بخون بهم بگو فکر کردی بالاخره کدوم در و بکوبیم.... بالاخره....ب ا ل ا خ ر ه... حرف زدنمونم مثل آدم نیست.... چرا اینقدر درکم کردی ....چرا اینقدر درکت کردم .... نمی فهمم.... نه تقصیر منه نه تو ...هیش کی مثل تو نبود..... هیش کی.... خدا کمکش کنه تحمل کردنم سخته..... هوالحيّ كسي همين نزديكيا مُرد ..... براي سلامتي!!! روحش فاتحه مع الصلوات التماس دعا یازهرا(س) مرا نیلی چو رنگ برگ کردند خزان نیلوفر صد برگ کردند نگو کنج خرابه مرد ساکت بگو عمه مرا دق مرگ کردند......

| Design By : Night Skin |


