تبليغاتX
شهر بی ماه


شهر بی ماه

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل×××××کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

هوالقریب  

دل من در سبدی عشق به نیل تو سپارد

نگهش دار به موسی شدنش می ارزد!!

پی نوشتنی ها:

۱..... میدانم اگر م ن دست از ادعا بردارم و از ته دل از آنجا که تاب عطش ندارد صدایت کنم ،به تو خواهم رسید...(ثبت موقت ۳۱/۴/۱۳۸۷)

۲.... گفت کاش فردا از همه روزها گرمتر باشه میخوام بیشتر بفهمم!!! مینویسم اینجا بخون : نمیدونم چه سری هست که هر از گاهی چیزی میاد  می مونه.... شمع...پروانه .... گل...تو اینا رو خیلی خوب میفهمیدی....و حالا عطش... یادته اروند نزدیکیای پل.... سرش رو پای رفیقش...  یادته امسال م ن و اروند ... تو  و اروند...شهید حسن و شهید حسن و شهید حسن ...  کسی که نباید میدید و دید.... نوشتی من  امام رضا(ع).... تو و امام رضا(ع).... اون و امام رضا(ع)...  حالا هممون و امام رضا(ع)... کاش فاطمیه بود.....

۳.... چه صفایی میکردن بچه ها با این : دل را به کف هرکه سپارم پسش آرد/ کس تاب نگه داری دیوانه ندارد...

۴....دیوانه شدم با که بگویم که م ن از تو.... هم دورم  و هم از تو مرا فاصله ای نیست.....

۵... چه حس آشنایی داره این عکس:

نقطه.

التماس دعا

یازهرا(س)

نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 5:1 توسط میّت| |


Design By : Night Skin