تبليغاتX
شهر بی ماه


شهر بی ماه

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل×××××کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

 

 بسم رب مادر سادات(س)

.....

پی نوشت:

۱،۲،۳و....n ) دشمن تقاص کشته های بدر و خیبر

بگرفته از زهرا به پیش چشم حیدر ....

دستام میلرزن...روحم خسته ست...چشام غصه شونه!!!... اصلا نمیخواستم بنویسم....بهم ریخته بودم.... نه برای این روزا.... پارسال محرم هم همین توهم و زدم.... شاید اسمم نباشه!!!
اینجا رو داشتم.... زمانی...

سپردم به خودش که میدونم چش نداره منو ببینه... دنیای به این بزرگی.... وقتی شبیه هیش کی نباشی.... وقتی همه هستن و تو نیستی... همه اذیت میشن... شماها.... دور وبریام.. اینو که پارسالم گفتم.... منتظر دروغگو....کبوتر!! بی آشیونه... محبان مهدی(عج)...قول... کلاس کنکور.... تسبیح آبیم.... میلاد حضرت معصومه(س)... کما.... قلاویزان... کما.... فاطمیه....عرفه... عین یا حا... بهشت رضا....سید...منتظر بی خاصیت....سقاخونه...گل.... پروانه....شمع.....آب و دونه.... وقتی نفس میزنم یا میزنه قلب من!!!.... چهارشنبه....غریب....شلمچه...صحن انقلاب...ح م... این همه آدم... فکر کن به معنای فکر کردن!!! تنها....

حرفهای نگفته ای دارم
زخم های شکفته ای دارم
بی قرارم علاج ان سفر است

مرهم زخم عاشقان سفر است
پیش چشمم پرنده پر پر شد
عالمی دشمن کبوتر شد.

همین!

یا زهرا(س)

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 17:41 توسط میّت| |

هو السّتار

.....

سردار دوباره دشنه بردار
آن سو همه نهروانیانند
یک عده به فکر کیسه هاشان
یک عده به فکر نام و نانند

سردار دوباره دشنه بردار
در شهر کسی به فکر گل نیست
بر سنگ مزار
حاج همت
جز رقص صدایی از دهل نیست

سردار ببین چگونه قرآن
بر نیزه به رقص و پاره پاره است
سردار ببین دوباره اینجا
شبها چه سیاه و بی ستاره است

سردار بگو که لب ببندند
نامرد مترسکان گمراه
ها میشنوی؟ صدای گریه است
انگار علی نشسته بر چاه

پی نوشت:

۱) ۸ سال پیش نوشمتمش تو دفترم....وقتی آدم بودم

۲) رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم....
شهر مجاز از همه اونا که نیستن ولی فکر میکنن که هستن! همه اونایی که فکر میکنن آدم هستن ولی نیستن... همه اونا که فکر میکنن زنده هستن ولی نیستن.... همه اونا که فکر میکنن خدا هستن ولی نیستن!!!!

۳)عزت نفس.....

میگن آبروی مومن برا خودش نیست .... این آبرو هم امانته.... امانتی مثل جسمت که باید خوب ازش مراقبت کنی...برا همینم دستور دادن  نباید به کسی اجازه بدی غیبتت و بکنه.....وای به حال اونا که امانت خدا رو از دیگرون به غارت میبرن.... 

۴) و وقتی همه جا تاریک میشه :
و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب و من يتوكل علي الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لكل شي قدرا.

و : الیس الله کاف بعبده؟!!

۵)ديده در آينه صبح تو را ميبيند ....

۶) فکر کردم شاید اشتباه گفتم ولی  : در همین نزدیکی تاریخ تکرار خواهد شد..... قانون دنیاست! هرطور که فکر کنی زندگی میکنی.... ما تکرار همیم؟ مگه نه؟

۷) اینجا که عجیب فاطمیه خاموشی است......

التماس دعا
یازهرا(س)

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:12 توسط میّت| |

 

هوالمحبوب

شمع بود ، گل بود و پروانه.... 
پروانه ولی بی بال بود و هرکاری کرد نتونست  دور شمع بچرخه...

گل ها تو دست خشک شد ، شمع داشت میسوخت و پروانه همچنان بی بال و بیدل....

 

پی نوشت:

۱) از پرده برون آی دلم غرق تماشاست..... تقصیر دلم نیست تماشای تو زیباست

۲)کامنت خصوصی رو برا چی گذاشتن ها؟

۳) شمارش معکوس!

۴) همه چی به اضافه م ن ، وَ با هم هیچی نیستیم!

۵) "من ستایشگر آن معلمی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشه ها را" استاد شهید مطهری....

۶) از همون اول هم زور میگفتم! کلاس پنجم یه شعر درپیت گفتم و بچه ها رو مجبور کردم به عنوان سرود روز معلم اینو باید اجرا کنید بایدددددددددددددددددددددددددددددددددددد! و اجرا شد با دعوت تمامی معلمای مدرسه!

۷) ...

۸) خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز م ن!

۸) بیدلی در همه احوال خدا با او بود... او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد

۸) تولدت مبارک زهره.

۸) نباید همیشه مثل همه بود! جا به جا... عقب و جلو... پس و پیش..... هرجور بدتره بهتره!

۸) مقدمه ای  عادی ! مثل پارسال... بر میگردم.... خسته شدم از مرگ

۸) م ا د ر م مثل گل یاس...بدنش ضعیف و حساس.... هرکسی ببوسه دستاش... می مونه جای نفسهاش...!

۸)  مولا جان ، هرگز نگویمت که بیا دست م ن بگیر... گویم گرفته ای مبادا رها کنی....

 
التماس دعا
یازهرا(س)

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:36 توسط میّت| |

 

میداد سحری بوی تنت را

 از باد شنيدم خبر آمدنت را

   صد مصر پر از يوسف و يعقوب ندارد

      ای گمشده ام ! رايحه ی پيرهنت را

 

پي نوشت:

۱)صرفا جهت خالي نبودن عريضه! (تا امروز)
۸) چه روزهایی بود... گذشته رو میگم....م ن .... تو ...شما .... ايشون... همتون!
۸)داشتم می دویدم.... وحشتناک بود.....تموم اختیارم و گرفته بودن.... دم در ایستاد با صداش بیدار شدم .... نوشتی خود درگیرم ... کاش واژه ی دیگه ای پیدا میکردم تا جوابم مثل نوشته ی تو تکراری نباشه... آخرين بار آذر ماه بود ميلاد امام رضا(ع) .....  فردا .....یادم بیار  زودتر گل بخرم! ... مثل شمعهامون( چهارشنبه ها رو میگم!!) به یاد ....  
۸) بخون دو سال پیش این روزا....م ن ... پیش دانشگاهی.... سارا و اشکایی که تو چشاش حلقه زد  و .... اعتراف ------ يادته چه روزايي بود.... بخون شاید آروم شدی... و امام رضا (ع) و اون دو دوستي که هر روز با هم بودند  و بقيه ديگه ا ون دوتا رو با هم نديدن ....  شاید وقت نشه دیگه با هم حرف بزنیم!

یادتان باشد اگر باران گرفت
دعایی به حال بیابان کنید.....
يا علي

نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:48 توسط میّت|

 بسم الله الذی یحیی و یمیت

حرفم تازه نیست ... مهم نیست که چی فکر میکنن.... دیگه هیچ کی مهم نیست ...

 خسته راه نرفته ام.......یا مولا مددی

خوشا پر گشودن پرستو شدن...... از وسط ... از اول ... از آخر ..... شروعش مهم نیست که بخواد تموم شدنش مهم باشه...

همین

پی نوشت:

۱)دل من  
در دل شب 
خواب پروانه شدن می بیند.....

التماس دعا
یا امام جواد(ع)

 

نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 17:11 توسط میّت| |


Design By : Night Skin