تبليغاتX
شهر بی ماه


شهر بی ماه

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل×××××کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

 

« بسم رب الشهيد »

 

اگه خدا بخواد ميخوام تغييراتي توي وبلاگم و نوع نوشته هام ايجاد كنم.اینو همین اول کاری بگم که نه بلدم و نه دوست دارم قلمبه سلمبه حرف بزنم و از هرگونه تكلف متنفرم .سعيم بر اينه كه حتي  به كمك اين وبلاگم كه شده درستتر فكر كنم، چون معتقدم آدما خيلي وقتا خيلي چيزا ياد ميگيرين ولي اگه كسي نباشه تا در موردشون بحث كنن بهره درست و از اون آموخته ها نميبرند. بنده كسي نيستم كه بخوام به كسي چيزي ياد بدم ولي من باب تذكر و ياد آوري به خودم هم كه شده مطالبي رو اينجا ذكر ميكنم.
همه ما در وجود خودمون يه كشش و گرايشي به سمت خوبي ها و خوب بودن داريم و همين حس منشا خيلي چيزاي قشنگه كه اين بين قشر مذهبي بيشتر خودشو نشون ميده ، به جرئت ميتونم بگم يكي از پركاربردترين جملات اينه : " ميخوام آدم شم " . من يكي كه خيلي به كار مي برم دوستامم همينطور. هرچند که ممكنه هدف يه چيز باشه ولي راههاي رسيدن به هدف با توجه به رشد فكري ، روحيات و همچنين محيط متفاوته . شايد يكي از كارايي كه بين همه مشتركه اينه كه هر چند روز يه بار يه بررسي كلي روي كاراشون دارن و به اونا فكر ميكنن. يه ويژگي هم كه همه ما به حكم انسان بودنمون داريم اينه كه از درجا زدن و پس رفت گريزانيم يعني در هر حال و در هركاري كه انجام ميديم دوست داريم بالاتر بريم و پيشرفت داشته باشيم كه اين پيشرفت ممكنه از نظر مادي ، درسي و حتی بالارفتن ظرفيت روحي باشه. حالا حرف من رو همين ظرفيته ست .
با اینکه  دل خوشي از كتاب بينش( خدا بیامرز ) ندارم ولي بعضي وقتا كه از دستشون در رفته بود  میتونستی چيزاي جالبي توش پيدا کنی مثلا ظرفيت آدما رو در دريافت حقايق و معارف به ظرف تشبيه كرده بودن که هرچه  این ظرف بزرگتر باشه قابليت اينو داره كه آب بيشتري توش بريزي. حالا براي اينكه بفهميم ما چقد ظرفيت داريم بايد ببينيم :

"چي بوديم و الان چي هستيم ببينيم دركمون چقد بالا رفته ؟ ببينيم هر روزمون نسبت به ديروزمون چه فرقي داره ؟ "

يه راه ساده براي اينكه بفهمي چق بالا اومدي اينه كه يه دفتر داشته باشي همه چيزتو توش بنويسي ، همه فكرايي كه توي ذهنت جاري ميشن ، همه كارايي كه انجام ميدي ! هراتفاقي كه برات مي افته . نوشتن ويادآوري ، فكراي قشنگ و نو رو توي ذهن آدم زنده نگه ميداره،  باعث ميشه از كاراي گذشته ت درس بگيري و اشتباهاتت و زودتر قبول كني و سريعتر اصلاح كني. تازه ! بعدش مقايسه كردن برات خيلي راحت ميشه و میتونی فرق امروز و دیروزتو به راحتی تشخیص بدی ،حتی بهت توی برنامه ریزی هم کمک میکنه. فکر کنم تا اینجا کافی باشه برای اولین پست مثلا متفاوت....
خوشحال ميشم نظراتتون و بدونم در مورد اينكه اصلا به چه كسي ميگن آدم ؟؟!!؟؟
راستی یه هفته دیگه
محرم شروع میشه ، بايد آماده شیم .

 

اگه حسين ما نبود عشق اين همه زيبا نبود
چيزي به اسم عاشقي تو سينه ي دنيا نبود

التماس دعا
يا مرتضي علي عليه السلام

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 1:9 توسط میّت| |

«بسم رب الشهيد »

و فرمان خدا بود كاروان از حركت بايستد
- بگوييد بازآيند آنان كه رفته اند و بمانيد بيايند آنان كه مانده اند.
منبري ميخواهم ، بايد همگان ببينند و بشنوند و در سينه هايشان بمانند كه ...
با جهاز اشتران منبري ساختند
محمد صلي الله عليه و آْله و سلم بر فراز رفت و چشمهاي بيقرارش در گوشه اي از جمعيت آرام گرفت و لبخند زد.
به ياد آورد:
"يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته"
عرش و فرش يكپارچه غرق سكوت...
لب به سخن گشود ، خطبه اي خواند و دستاني بالا رفت
 پيامبر بود كه فرمود:  " من كنت مولاه فهذا علي مولاه "
ندايي آمد : " اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا "

هزار و چهارصد و هفدهمين عيد غدير مبارك!!! 

بي مقدمه !!!!!  شروع ميكنم...
يه نقطه مشترك بين همه بچه شيعه ها اينه كه موقع عيد غدير رو زمين بند نميشن از خوشحالي.. ميخوان به عالم و آدم بفهمونن بابا ماها داريم ميتركيم از خوشي، تا قبل اون هركي سرش تو لاكه خودشه ولي غدير بيا و ببين همه دارن دورشمع وجود مولاي تموم عالم ميگردن ...  ولي برعكس اون ايام فاطميه همه گرفته و ...( از توضيح بيشتر معذوريم!!!)
مولا علي عليه السلام  فرمودند : اگه بهتون گفتن يا به علي ناسزا بگيد يا اينكه جونتون و ميگيريم ، به من فحش بديد ولي اگه بهتون گفتن بگيد علي رو دوست نداريم يا اينكه برا مرگ آماده شيد بزاريد شما رو بكشن ولي هيچ وقت تسليمشون نشيد...
ميخوام بگم به مدد خدا اگه تيكه تيكه مونم بكنن بازم حاضر نيستيم يه تار موي شمارو به همه عالم بديم، آخه :
آمدم دنيا براي ديدن رو علي        ورنه من با اهل اين عالم چه كاري داشتم
ماها يه عادت داريم عيد غدير عيدي ميگيريم (نميديما فقط ميگيريم!) اين عيديمون و نوشتيم پا امام حسن عليه السلام.

با مهر علي خدا پرستيم
عهديست كه در غدير بستيم
ما زاده بعثت و غديريم
كي خط سقيفه مي پذيريم
ما شيعه چهارده كتابيم
خاك قدم ابوترابيم
شيعه گلي ز باغ اهل بيت است
نوري ز چراغ اهل بيت است
شيعه ست كه چهره كرده نيلي
گفته ست علي و خورده سيلي
شيعه ست كه آبرو به خون داد
هفتاد و دو ماه لاله گون داد
شيعه ست كه با درون بي تاب
لب تشنه برون شد از يم آب

شيعه ست كه غافل از خدا نيست
شيعه ست كه از علي جدا نيست
شيعه چون علي امير دارد
هم بعثت و هم غدير دارد

ياعلي

نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 1:36 توسط شهردار شهر ماه| |

«بسم رب الشهيد »

ملائك ببينيد كه اين بنده خسته
پشيمان شده از خود دلش باز شكسته

همين جور ايامي بود ، روز عيد قربون... مصاحبه گر لشگر از هر كي كه مي رسيد سوال ميكرد :" اگه يه حاجتي داشته باشيد امام زمان روحي فداه بگن الان مستجاب ميكنم چي ميخواين از آقاتون؟"
يكي مي گفت:سلامتي امام
يكي ميگفت : كربلا
يكي ميگفت :پيروزي جنگ
يكي شهادت ميخواست ،يكي ظهور امام زمان روحي فداه ،هركي يه چيز ميگفت.بهش كه رسيد، وقتي  بچه ها دورش حلقه زده بودن ازش سوال كرد چي ميخواي ؟ديدم سرش و انداخت پايين يه چند لحظه اي به فكر فرو رفت . سرش و كه بلند كرد ديدم اشك تو چشاش حلقه زده ،با همون زبون ساده وخودموني گفت :آقاجان روز عيدي گرفتنه ،روز عيد قربونه.اگه يه حاجتم و بخواي بدي بهت ميگم آقاجون روز عيد قربونه ميشه امروز منو قربوني خودت كني؟؟

جون مادر جوونت
عمه شيرين زبونت
پيش پات قربونيم كن
خون من حلال جونت

خدايا عزمي ده اسماعيل نفس را به ابراهيم عقل بسپريم.
آقاي شمس دبير شيمي

التماس دعا

ياعلي

نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 9:50 توسط میّت| |


Design By : Night Skin